تبلیغات
اخبار فوتبال ایران و جهان ، نقل و انتقالات ، لیگ قهرمانان اروپا ، لیگ قهرمانان آسیا ، اخبار داوری ، لیگ برتر ایران - بادکنکی که دیر یا زود می ترکد

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

اخبار فوتبال ایران و جهان ، نقل و انتقالات ، لیگ قهرمانان اروپا ، لیگ قهرمانان آسیا ، اخبار داوری ، لیگ برتر ایران - بادکنکی که دیر یا زود می ترکد



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات
تبلیغات

تبلیغات

تبلیغات

نظر سنجی

پرحاشیه ترین تیم لیگ برتر ایران در فصل 89-90 کدام تیم بود ؟












تصویر روز


 

امکانات دیگر


 

تقویم

تبلیغات

پشتیبانی آنلاین



معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
تبلیغات
| نویسنده: حمیدرضا


FIFAONLINE -حمید رضا صدر برای فوتبالدوستان ایرانی، نامی آشنا است. علاقه ویژه اوبه فوتبال، در كنار گرایشهای روشنفكرانه و دغدغه های اجتماعی اش، او را به وادی جامعه شناسی فوتبال كشانده است. متن زیر حاصل گفتو با صدر درباره دستمزد بازیكنان ایرانی است. [...]


http://davoodonline-ir.persiangig.com/gif/edame-matlab.gif


دكتر صدر فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران( در مقطع كارشناسی ) است. مطالعات جامعه شناختی درحوزه فوتبال در كنار تحصیلات اقتصادی، در مجموع صدر را به چهره ای واجد صلاحیت در بحث از دستمزد بالای بازیكنان ایرانی و چرایی پیدایش و پیامدهای نامطلوب آن بدل كرده است. گفتگوی زیر را بخوانید. سازمان لیگ اعلام کرده که سقف قرارداد هر بازیکن لیگ برتر در فصل آینده، 400 میلیون تومان است. بازیکن 400 میلیونی، ماهانه 33 میلیون تومان دریافت می کند. نظر شما راجع به این رقم کلان چیست؟

یادمان باشد برای این که به متوسط درآمد ماهانه بازیکنان دست یابیم، باید این 400 میلیون تومان را نه  بر 12 ماه بلکه به 8 ماه تقسیم کنیم؛ زیرا با احتساب تعطیلات نیم فصل، تعطیلات مربوط به باز‌ی‌های ملی و نیز تعطیلات تابستانی، هر بازیکن حداکثر 8 ماه  در خدمت باشگاهش است. بنابراین اگر 400 میلیون تومان را تقسیم بر 8 بکنیم، هر فوتبالیست در ماه حدود 50 میلیون تومان یا به تعبیری  50 هزار دلار دریافت می کند.

 50 هزار دلار در ماه، در مقایسه با نرم دستمزد بازیكنان فوتبال در جهان، رقمبالایی محسوب می شود؟

بیاید به مقایسه‌ای دست بزنیم. این مبلغ مثلاً در مقایسه با مبلغ دریافتی فوتبالیست‌های کرواسی و سوئد، یعنی کشورهایی که در جام جهانی به رتبه سوم دست یافته اند، رقم بسیار بالا و نامتعارفی محسوب می شود. درعین حال نباید از یاد ببریم که این پول از خزانه دولت پرداخت می شود و در واقع متعلق به مردم است. باشگاههایی فوتبال ما که چنین ارقامی را می پردازند، این رقم را نه از بلیط فروشی جبران می کنند، نه از پخش تلویزیونی و نه از اسپانسرها. در حقیقت این ارقام در گردش مالی طبیعی باشگاهها بر نمی گردد.

یعنی شرایط ما چگونه باید باشد؟

ببینید اگر کریستیانو رونالدو به رئال مادرید می رود، بخشی از مبلغ 100 میلیون یورویی که برای خرید او پرداخت شده، در همان پخش تلویزیونی ورود او به سانتیاگو برنابئو و یا فروش پیراهن ها و نیز افزایش قیمت بلیط برای طرفداران رئال مادرید، به باشگاه برمی گردد. ولی برای مثال طرفداران پرسپولیس و استقلال چقدر از هزینه دستمزد بازیکنان دو تیم محبوبشان را می پردازند؟ آن هم با این قیمت اندک بلیطها که گاهی مجانی هم هست؟  آن هم با بلیط فروشی که توسط نهادی دیگر بی اعتنا به دخل و خرج ها انجام می پذیرد.

متاسفانه دستمزد بازیکنان این دو تیم، در حقیقت پولی است که از خزانه دولت صرف بازیکنانی می شود که نه کیفیت فنی بالایی دارند، نه در مسابقات آسیایی افتخارآفرین اند و متاسفانه نه در مسابقات مقدماتی جام جهانی ما را به جایی رسانده اند. چنین رقمی اساسا نامتعارف است.

شما درباره سقف دستمزد 400 میلیون تومان چه نظری دارید؟

400 میلیون یعنی 400 هزار دلار. زمانی که دیوید بکام به تیم لس آنجلس گالاکسی رفت، مبالغ دریافتی سایر بازیکنان این تیم هم اعلام شد. لس آنجلس گالاکسی در قلب سرمایه داری آمریکا قرار دارد.  ولی متوسط دستمزد بازیکنانش  سوای بکام سالانه بین 20 تا 30 هزار دلار می گیرند. یعنی بازیکنان لیگ کشوری مثل آمریکا با ان همه ثروت و ادعا، چنین مبالغی دریافت نمی کنند. حالا ما در فوتبالی که نه باشگاههایش درآمدی کسب می کنند و نه تماشاگرانش پولی می پردازند، نه سالی 30 هزار دلار بلکه ماهی 50 هزار دلار به بازیكنانمان می پردازیم. این ارقام غیر منطقی هستند.

یعنی مبلغ دریافتی یک بازیکن ایرانی سالانه تقریباً ده برابر بازیکنان لس آنجلس گالاکسی است.

دقیقاً همین طور است. چه خوب است دوستانی که در حوزه اقتصاد کار می کنند، کمی در این زمینه کنکاش کنند. ببینید کرواسی در سال 1998 رتبه سوم جام جهانی را بدست آورد. کرواسی از دل فوتبال یوگوسلاوی بیرون آمده. یوگوسلاوی کشور بسیار قدرتمندی در فوتبال دنیا بود. ستاره سرخ بلگراد و دینامو زاگرب تیم‌های بزرگی هستند. شما ببینید دستمزد بازیکنان کنونی این دو تیم چقدر است. در حالی که هر کدام از بازیکنان این دو تیم در یک کورس سی متری ، بازیکنان ما را با چند ثانیه اختلاف پشت سر می گذارند و بسیار هم حرفه ای تر بازی می کنند.  چه در میدان و جه در خارج از میدان.

ما 18 تیم در لیگ برتر داریم و هر كدام 22 بازیكن دارند. یعنی 396 بازیكن در لیگ برتر. آیا ارقام نجومی شامل حال اكثریت این بازیكنان می شود؟

در این باره اطلاعات روشنی دردست نیست. طبیعتاً همه ارقام كلانی دریافت نمی كنند. اما ما باید متوسط ارقام را در نظر بگیریم. یعنی پرسپولیس و استقلال دقیقاً اعلام كنند كه چه مبلغی برای خرید بازیكن پرداخت كرده اند و ما این مبلغ را تقسیم بر 22 كنیم تا به متوسط رقم پرداخت شده برای خرید بازیكن از سوی این دو تیم برسیم.

در این زمینه چه کسی باید پاسخگو باشد؟

مدیران دولتی یا، به تعبیری دیگر مدیران ورزشی ما، تورمی بوجود آورده و بادکنکی را باد کرده اند که تناسبی با قواره فوتبال ما ندارد. پرسش کلیدی این است آیا این فوتبال می خواهد سرانجام روزی روی پای خودش بایستد یا نه؟ در حال حاضر کدام باشگاه خصوصی ما می تواند 10 تا 15 میلیارد تومان در سال خرج کند تا دستمزد این بازیکنان را پرداخت کند؟ 15 میلیارد تومان یعنی 15 میلیون دلار.

ظاهراً در شهری مثل تهران، 15 میلون دلار برای خیلی ها رقم چندانی نیست ولی باور کنید این مبلغ در حال حاضر در اروپا رقم بسیار زیادی بشمار می رود؟ شما اگر رئال مادرید و بارسلونا و منچستر یونایتد را کنار بگذارید، یعنی غولهای اروپایی را نادیده بگیرید در می یابید سایر باشگاه ها با هزینه بسیار کمتری در مقایسه با باشگاه های ما که در حقیقت تیم هستند و نه باشگاه اداره می شوند.

 این وضعیت در فوتبال ایران از چه زمانی پدید آمد؟

تصور می کنم این وضعیت پس از توفیق ایران در جام جهانی 98 شکل گرفت. به هر حال آن جام جهانی نقطه عطفی در فوتبال ایران بود. پس از آن جام جهانی، مدیران ورزش و اساساً صاحبان دولت در ایران، سیاست حمایت از فوتبال را در پیش گرفتند. اعتقاد دارم کلیت آن سیاست درست بود، اما مدیران دولتی فوتبال ما این سیاست را به شکلی اجرا کردند که از دل آن، به تعبیر من، فوتبال تورمی و بادکنکی بیرون آمد. بیاید بپذیریم در حال حاضر یکی از مشکلات فوتبال ما، تزریق بی رویه پول به آن بوده. این تزریق هم فقط شامل حال بازیکنان شده و نه  و مربیان و دستیاران و آنالیزورها.  از همه مهم‌تر، تاسیسات زیرساختی فوتبال ما را هم شامل نشده.

 آیا نباید پرسید در حالی که پرسپولیس و استقلال هنوز آواره پیدا کردن یک زمین تمرین هستند چگونه  سالی 10 تا 15 میلیون دلار به بازیکنانی که اکثرشان کم مایه هستیم می پردازیم؟ بروید و ببینید باشگاههای برزیل چقدر به بازیکنانشان می پردازند؟ یک بازیکن برزیلی چقدر دستمزد می گیرد که می تواند از برزیل به اروپا برود و در قاره سبز و بعد هم در جام جهانی بدرخشد؟ متاسفانه مدیران ورزشی ما در باشگاه‌ها، ما را به یک مرزی رسانده اند که چرخه فوتبال ما به سمت فروپاشی رفته. این بادکنک بالاخره روزی در جایی خواهد ترکید. 


بر اساس آن چه می گویید پرداخت این ارقام به بازیکنان، یکی از موانع خصوصی سازی در فوتبال ایران است.

بله، عملاً چنین شده. چرا استقلال اهواز و ابومسلم مشهد، که متعلق به بخش خصوصی بودند سقوط کردند؟ چون نمی توانند با تیمهایی که با پول نفت و صنایع ملی حمایت می شوند رقابت کنند. استقلال و پرسپولیس اعتنایی به بلیط فروشی و جذب اسپانسر نمی کنند یا نمی تواننند بکنند. این تیم ها بودجه هایی دارند که آنها را از پرداختن به چنین اموری مستغنی می کند. آشکار است که بخش خصوصی نمی تواند با این تیم ها رقابت کند. بخش خصوصی در کدام کشورتوانسته با دولت رقابت کند؟

دولت باید زمینه ای را فراهم آورد که بخشش خصوصی به ورود به حوزه فوتبال ترغیب شود. فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا بارها هشدار داده اند که این باشگاه‌ها باید خصوصی شوند. آیا شرایط کنونی پرسپولیس و استقلال، شرایطی است که بخش خصوصی، در صورت تصدی این دو باشگاه، بتواند از عهده تامین آن برآید؟ آن هم بخش خصوصی ای که استادیوم و بلیط فروشی و حق پخش تلویزیونی ندارد، زیرا استادیوم ها متعلق به سازمان تربیت بدنی اند، بلیط فروشی در اختیار سازمان لیگ است و حق پخش تلویزیونی هم متعلق به یک نهاد دولتی است. در این شرایط بخش خصوصی چگونه می تواند کسب درآمد کند؟ ابومسلم و استقلال اهواز که به دسته اول سقوط کردند و استیل آذین هم که اوضاع خوبی در لیگ برتر دارد، ولی تصور نمی کنم تراز مالی باشگاه مثبت باشد. 

آیا وضعیت کنونی فوتبال ایران در جای دیگری از جهان هم مشاهده می شود؟

تا حدی نمونه اش را در کشورهای عربی همسایه مان می بینیم. یعنی در جایی که فوتبال دولتی وجود دارد و دخل و خرج ها با هم تناسبی ندارند. دوستان شیخ نشین ما هم پول نفت را به باشگاه‌هایشان تزریق می کنند. در این کشورها هم تناسبی بین داده و ستانده وجود ندارد.  بین آنچه که از نظر مالی تزریق می کنید و آن‌چه که دریافت می کنید. من جای دیگری را در جهان سراغ ندارم. ولی یادمان باشد کشورهای عربی جمعیت اندکی دارند و درعین حال توانسته اند روی تاسیسات زیرساختی شان کار کنند. اما ایران کشوری 70 میلیونی و پهناور است و از حیث زیرساختهای فوتبال، مشکلات عدیده ای دارد. هنوز در بندر انزلی، وقتی که استادیوم این شهر را از طریق دوربین تلویزیون می بینیم، همان ترکیب سی چهل سال پیش را دارند.

ما هنوز در مناطق فوتبال خیز جنوب کشورمان استادیومی در شان فوتبالیست‌هایمان نداریم. بنابراین این گونه ولخرجی های مدیران فوتبال ما شایسته نیست. شما ببینید بچه های ما در چه مدارسی درس می خوانند و زمین بازی شان چه وضعیتی دارد. حتی شرایط  مدارس شمال شهر تهران هم مطلوب نیست. یک خانه 500-200 متری را گرفته اند و به مدرسه تبدیل کرده اند، بی آن که حتی جایی برای دویدن کودکان مهیا باشد. 

نتیجه ولخرجی های فوتبال چه بوده؟

سقوط فرهنگی موازی با ریخت و پاش ها. وقتی تزریق  بی رویه پول به فوتبال این کشور صورت می گیرد، نتیجه و بازتاب منفی آن را در حوزه های فرهنگی جامعه مان می بینیم. مایه تاسف است  ولی اکنون فوتبالیست‌هایمان را با اتومبیل ها و ژل مویشان می شناسیم نه با بازی ای که در میادین فوتبال انجام می دهند. ما آنها را با امور حاشیه ای زندگی شان به یاد می آوریم، مثال های فراوانی وجود دارند که نمی خواهم به آنها بپردازم.

به هر حال این تورم مالی یا تزریق بی رویه پول در فوتبال مملکت، در حوزه های فرهنگی جامعه ما اثر منفی گذاشته. فوتبالیست ها نیازی به کشیدن مرارت نمی بینند. بازیکنانی را می شناسیم که پس از چند بازی عامدانه می گویند مصدوم شده ایم و نمی خواهیم بازی کنیم؛ زیرا پولشان را گرفته اند و بهتر است که به میدان هم نروند. چنین بازیکنانی فراوانند. روزنامه های ورزشی را که ورق بزنید تا دریابید چه می گویم.


اگر مدیران ورزشی کشور از شما راهکاری برای اصلاح این وضعیت غیر اصولی بخواهند، چه توصیه ای به آنها می کنید؟

هر بار کسی در مورد این مسائل حرف زده است، این دوستان گفته اند چرا در این باره حرف می زنید؟ ما گاهی که در رادیو و تلویزیون در این باره بحث می کنیم که این فوتبال در زمینه برنامه ریزی و اقتصادی و اخلاق بیمار است، کسانی هستند تا پوزخند بزنند. ببینید بودجه ورزش ما پنج برابر شده. این بودجه در کجا صرف شود و چگونه؟ باید خرج دستمزد بازیکنان شود؟ آیا قرار است  این افزایش مترادف با افزایش  دستمزد کعبی و کریمی و جان واریو باشد؟

 این بحثی است در حوزه اقتصاد و برنامه ریزی. در پاسخ سئوال شما باید بگویم که درهای مجادله در این زمینه بسته است. دوستان فوتبالیست به ما می گویند چرا درباره این مسائل حرف می زنید؟ آنها اظهار نظر درباره فوتبال را منوط می کنند به برخورداری از سابقه حضور در فوتبال. در حالی که بحث ما بحثی اقتصادی، تشکیلاتی، سازمانی و فرهنگی است. شما نمی توانید فوتبال را از این حوزه ها منفک کنید.

حالا فرض کنیم کسی به فدراسیون توصیه كند كه هیچ بازیكنی نباید بالاتر از 50 میلیون تومان بگیرد. آیا چنین چیزی امكان پذیر است؟

پرسش کلیدی این است که آیا این قضیه اساساً در دستور كار فدراسیون جای دارد؟  آیا در شرح وظایف فدراسیون قرار گرفته؟ فدراسیون ها در همه جای دنیا فقط و فقط برگزار كننده بازی‌های باشگاهی و شكل دهنده تیم ملی هستند. فدراسیون آلمان و ایتالیا نقشی در افزایش قیمت بازیكنان فوتبال این كشورها ندارند. سیلویو برلوسكونی سیاستمدار میلیونری است كه در بخش خصوصی فعال است و می خواهد برای دیوید بكام 35 ساله، مبلغی كلان بپردازد و این كار را هم انجام می دهد.  و یا فلورنتینو پرز در رئال مادرید تاجر بزرگی است كه با اعتباری كه در بانك‌های اسپانیا دارد، كریستیانو رونالدو و كریم بنزما را با قیمتی گزاف می خرد و سپس بنزما را به میدان هم نمی فرستد. او متعلق به بخش خصوصی ای است كه توان انجام چنین كاری را دارد.

فدراسیون فوتبال اسپانیا در جایگاهی نیست كه به او بگوید شما بازیكنان تیمت را با این قیمت بخر. فدراسیون فوتبال اسپانیا فقط برگزار كننده  بازیهای فوتبال در این كشور است. به نظر می رسد ما ً سوءتعبیر بزرگی درباره نقش فدراسیون فوتبال كشورمان داریم. یعنی تصورمان این است كه فدراسیون باید همه مشكلات فوتبالمان را حل كند در حالی كه فدراسیون فوتبال برگزار كننده بازی‌ها است. فدراسیون ما در حوزه هایی پا می گذارد كه در شرح وظایفش نیست. تعیین سقف قیمت برای بازیكنان لیگ برتر هم یكی ازهمین موارد است.

 شما باید از مدیرعامل ذوب آهن و سپاهان و پرسپولیس بپرسید مبنای خرید شما چیست؟ بازیكن تیمتان را چگونه انتخاب می كنید؟ اینكه آقای عزیز محمدی اعلام كرده هیچ تیمی حق ندارد بازیكنی را با قیمت بالاتر از 400 میلیون تومان بخرد، بدعتی است كه تا به حال نظیرش را ندیده ام. البته جز در عصر كمونیسم و در بلوك شرق سابق. اما یادمان باشد كشورهای بلوك شرق اساساً فاقد این تركیب حرفه ای بودند و ادعا نداشتند می خواهند فوتبال را حرف های کنند.. در آن زمان بازیكنان اساساً دستمزدی به این شكل نمی گرفتند. آنها موظف بودند كه برای باشگاهی كه دولت تعیین می كرد، بازی كنند. الگوی فوتبال ما چیز دیگری است.

ما در حال حاضر بازیكن خارجی می آوریم اما باشگاه‌های عصر كمونیسم بازیكن خارجی نمی خریدند. در كشورهای كمونیستی، دستگاه ورزش می گفت ما دستمزدی پرداخت نمی كنیم و دستمزد شما مثلا این است كه آپارتمانتان كمی بزرگتر می شود. اما الگوی ما ظاهراً یك الگوی اقتصاد آزاد است اما در اصل اقتصاد آزاد هم نیست زیرا دولت هزینه باشگاه‌ها را می پردازد.  در حقیقت تناقض های بنیادینی در این حوزه وجود دارد.

حالا به نظر شما این كه درآمد یك بازیكن خیلی بیشتر از یك پزشك متخصص است، فی نفسه مشكل دارد؟

نه، من با این مشكلی ندارم. در انگلستان هم هیچ پزشك متخصصی مثل وین رونی دستمزد نمی گیرد. دراسپانیا هم هیچ پزشك متخصصی درآمدش به اندازه سرجیو آگرو در اتلتیكو مادرید یا كریستیانو رونالدو دستمزدی دریافت نمی کند.. در آمریكا هم هیچ پزشکی درآمدش در حد مایكل جوردن، بسكتبالیست معروف، نبود. اما نكته مهم این است كه ستاره های ورزشی غرب درآمد ایجاد می كنند. یعنی مایكل جوردن برای باشگاه شیكاگو بولز و شهر شیكاگو درآمدزا بود. اما حسین كعبی و علی كریمی چه درآمدی ایجاد می كنند؟

ستاره های غرب برای باشگاه‌های خود درآمد و اشتغال ایجاد می كنند. آنها هر چند كه رقم های نامتعارفی به عنوان دستمزد دریافت می كنند ولی چرخ اقتصادی باشگاه را جلو می برند. اما ستاره های ما كجا برای باشگاههایشان كسب درآمد كرده اند؟ كدام یك از ما به خاطر این ستاره‌ها یك پیراهن یا حتی یك بشقاب خریده‌ایم؟




 
تبلیغات